شناسه متن : 1097
1394/5/10 - 06:45 2015-08-01 06:45:00

خطر تحریف در اسناد دینی

قرآن کریم کسانی را ذکر می‌کند و ملامت می‌کند که سخنان و قضایایی را تحریف می‌کرده‌اند. تحریف بر دو قسم است: یک قسم تحریف این است که گفته‌ای یا نوشته‌ای را کم یا زیاد کنند. گاهی خیانتکارانی پیدا می‌شوند که در آثار دیگران دست می‌برند، چیزی را کم می‌کنند و یا چیزی بر آن می‌افزایند...
 
قرآن کریم کسانی را ذکر می کند و ملامت می کند که سخنان و قضایایی را تحریف می کرده اند. تحریف بر دو قسم است: یک قسم تحریف این است که گفته ای یا نوشته ای را کم یا زیاد کنند. گاهی خیانتکارانی پیدا می شوند که در آثار دیگران دست می برند، چیزی را کم می کنند و یا چیزی بر آن می افزایند. کمتر کتاب قدیمی است که از دست تجاوز تحریف کاران مصون و محفوظ مانده باشد. حتی به دیوانهای شاعران دست برده اند، اشعاری برداشته و یا بر آن افزوده اند و یا جمله ای یا کلمه ای را تغییر داده اند به طوری که برای محققین بعدی موجب اشکال شده است. این گونه تحریف «تحریف لفظی» است.
 
قسم دیگر از تحریف، «تحریف معنوی» است. تحریف معنوی این است که از لفظ، چیزی نمی کاهند و بر آن چیزی نمی افزایند؛ در تفسیر و توجیه و تأویل معنی سخن آنقدر دور می روند و منحرف می شوند که مثل این است که آن الفاظ را عوض کرده باشند. این نیز قسمی خیانت است.
 
خیانت گاهی به مال و گاهی به جان و گاهی به آبروست و گاهی هم به فکر و نظر و مقصود است. اگر شخصی فکری و نظری ابراز داشته است، حق او ایجاب می کند که ما عین گفته و نوشته او را به او نسبت بدهیم، در معنی گفته یا نوشته او نیز تصرف و تغییری ندهیم. تحریف و تبدیل  گفته یا نوشته ای عادی آنقدرها مهم نیست که تغییر گفته ها و نوشته هایی که از اسناد بشریت به شمار می رود مهم است. مثلًا یک وقت کسی در یک شعر شاعر تحریف می کند، اما یک وقت هست که در یک کتاب مقدس آسمانی و در یک گفته آسمانی و یا در سخن یک پیغمبر یا امام- که برای میلیونها نفر از افراد بشر سند قاطع است- تحریف می کنند. این دیگر گناه نابخشودنی است.
 
در فن منطق صناعتی است که نام آن صناعت «مغالطه» است. در آنجا سیزده نوع غلطاندازی را که ممکن است کسی برای فریب دادن افکار دیگران به کار ببرد تشریح می کنند، به منظور اینکه یک نفر دانشجوی حقیقت جو راههای مغالطه و تحریف را باز بشناسد و خود را از آنها مصون بدارد. می گویند بهترین اثر منطق، شناختن انواع مغلطه کاری ها برای اجتناب و احتراز از آنهاست؛ نظیر شناختن پزشک است انواع بیماریها و موجبات آنها را.
 
یکی از مردان بزرگوار اصحاب پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله عمّار یاسر است. عمّار از مسلمانان اولیه است که خودش و پدر و مادرش در مکه مسلمان شدند و آزارها از مکیان دیدند. پدر و مادر عمّار در زیر شکنجه مکیان جان سپردند، اما خود عمّار جان به سلامت برد و موفق شد به مدینه مهاجرت کند. رسول خدا در اولین روزهای ورود به مدینه زمینی را خطکشی و معین کرد برای مسجد، و در همان روزهای اولیه مسلمانان همه با یکدیگر همت کردند و دیوار آن مسجد را بالا بردند. آن مسجد همان است که بعدها به نام «مسجدالنبی» معروف شد. مسجد باشکوه فعلی مدینه توسعه یافته همان مسجد است. رسول خدا خودش شخصاً در ساختن بنای این مسجد شرکت کرد. یکی از شرکت کنندگان در این ساختمان همین عمّار یاسر بود.
 
عمّار خیلی بیش از اندازه تلاش می کرد و نشاط داشت. رسول خدا در آن وقت در حضور جمعیت جمله ای درباره او فرمود. مضمون آن جمله این بود که قتل عمّار در آینده در دست عده ای از خود مسلمانان که بناحق سرکشی می کنند اتفاق خواهد افتاد.
 
ضمناً این گفته رسول خدا اشاره بود به دستوری در قرآن که می فرماید: ممکن است یک وقت جنگ داخلی در میان مسلمانان رخ دهد، در این وقت سایر مسلمانان نمی توانند سکوت اختیار کنند، باید اولًا کوشش کنند که کار به صلح بکشد، اگر یک دسته طغیان کردند و به صلح تسلیم نشدند وظیفه سایر مسلمانان  این است که به نفع دسته صلح طلب علیه دسته یاغی و سرکش وارد جنگ بشوند  جمله ای که رسول خدا درباره عمّار فرمود در حقیقت بیدارباشی بود به مسلمانان که در آینده نزدیکی قبل از اینکه عمر عمّار به پایان برسد چنین حادثه ای رخ خواهد داد.
 
از آن روز این خبر در میان مسلمانان شایع شد؛ وجود عمّار به منزله یک مقیاس برای روزی که اختلاف در میان مسلمانان رخ دهد معرفی شد. در حدود سی و هفت سال از این قضیه گذشت، داستان صفّین پیش آمد. در یک طرف علی مرتضی بود با گروه زیادی از بزرگان صحابه رسول خدا، در آن طرف دیگر معاویه بود با شامیان. عمّار جزو اصحاب علی علیه السلام بود و در معرکه صفّین کشته شد. کشته شدن عمّار غوغایی در میان شامیان و اصحاب معاویه ایجاد کرد، حدیث رسول خدا را به یادها آورد که قاتل عمّار طایفه طاغی و یاغی خواهند بود. اینجا تحریف معنوی، یعنی یک توجیه و تأویل عوامفریب، کار خود را کرد. معاویه گفت:
 
البته سخن پیغمبر درست است، قاتل عمّار طاغی و سرکش است و راه ناحق می رود، اما قاتل عمّار علی بود که عمّار را با خود آورد. یکی از حضار مجلس گفت: اگر این طور است پس قاتل حمزه سیدالشهداء خود پیغمبر بود، زیرا حمزه به کمک پیغمبر آمده بود و پیغمبر حمزه را با خود آورد. اما شامیان نادانتر و غافلتر از آن بودند که گول این مغالطه ها و تحریفها را نخورند.
 
زمینه تحریف، جهل و نادانی مردم است. مردم بالاخص نسبت به اسناد دینی و اخلاقی خودشان خیلی باید بیدار باشند که دچار تحریف نشود. خطرناکتر از هر نوع تحریف، تحریف در اسناد دینی، یعنی در کتب آسمانی و احادیث پیغمبر و سیرت پیغمبر و آثار ائمه اطهار است. تحریف در قرآن کریم به صورت کم کردن یا زیاد کردن در الفاظ آن کتاب مقدس هیچ گاه رخ نداده است و نمی توانسته رخ بدهد و در آینده نیز رخ نخواهد داد، اما جلو تحریف معنوی و تفسیر و تأویل های بیجا را چیزی نگرفته است، و چقدر این کتاب مقدس از این راه صدمه دیده است؟! برای کند کردن لبه تیغ این کتاب مقدس هیچ چیزی به اندازه این تأویل و تفسیرهای بیجا مؤثر نیست.
 
این کتاب مقدس ضامن حفظ مسلمانان است، به شرط آنکه مسلمانان نیز متقابلًا آن را در یک ناحیه حفظ کنند و آن ناحیه تحریف معنوی یعنی تفسیرها و تأویلهای بیجاست.
 
 منبع: کتاب حکمت‌ها و اندرزها، جلد 1، ص 244-241.
 
انتهای پیام

دیدگاه ها