شناسه متن : 1103
1395/7/14 - 07:30 2016-10-05 07:30:00
کتاب حماسه حسینی شامل 25 سخنرانی از استاد مطهری است که بین سال‌های 1347 تا 1352 ایراد شده است. انتشار مکرر این کتاب از کارآمدی این اثر در تبیین قیام عاشورا خبر می‌دهد. از نظر اثربخشی نیز باید گفت که کتاب حماسه حسینی در ردیف دیگر آثاری که به ابعاد سیاسی و اجتماعی حادثه عاشورا پرداخته‌اند قرار دارد و در تثبیت نگاه نو به نهضت امام حسین (علیه السلام) نقش عمده داشته است.

حماسۀ حسینی

کتاب حماسه حسینی شامل 25 سخنرانی از استاد مطهری است که بین سال‌های 1347 تا 1352 ایراد شده است. انتشار مکرر این کتاب از کارآمدی این اثر در تبیین قیام عاشورا خبر می‌دهد. از نظر اثربخشی نیز باید گفت که کتاب حماسه حسینی در ردیف دیگر آثاری که به ابعاد سیاسی و اجتماعی حادثه عاشورا پرداخته‌اند قرار دارد و در تثبیت نگاه نو به نهضت امام حسین (علیه السلام) نقش عمده داشته است.
 
این کتاب الهام بخش این واقعیت است که حادثه عاشورا از ظرفیت های فراوانی برخوردار است که می تواند در پربارتر کردن اخلاق و رفتار مخاطبان مؤثر افتد. شهید مطهری در این مجموعه تلاش کرده است تا زمینه  ای مناسب را برای برخورداری بیشتر از آموزه های قیام عاشورا فراهم نماید. استاد مطهری در این سخنرانی ها نشان می دهد که می توان همزمان نگاه عقلانی، نقادانه و عاطفی به حادثه عاشورا داشت به گونه ای که هیچ یک جای دیگری را تنگ نکند. می توان گفت این اثر ویژگی های شخصیتی استاد را نیز به نمایش می گذارد.
 
شجاعت استاد در تبیین انحرافاتی که در تفسیر و نحوه بزرگداشت این قیام بزرگ صورت گرفته و نیز دقت و انصاف او در شیوه تحریف زدایی ستودنی است. علیرغم اینکه موضوع محوری همه سخنرانی ها قیام امام حسین(علیه السلام) است اما کتاب از این ویژگی برخوردار است که مطالب تکراری در آن اندک است.
 
در کتاب حماسه حسینی، سخنرانی های استاد در هفت فصل تنظیم شده است. فصل اول کتاب با عنوان  «حماسه حسینی » به آسیب شناسی و اصلاح نحوه مواجهه با حادثه عاشورا می پردازد.
 
 به اعتقاد استاد مطهری تصویری که از امام حسین(علیه السلام) و قیام او در اذهان نقش بسته است، تصویری ناقص و بلکه نادرست است. چرا که از نگاه استاد مطهری حادثه عاشورا دو صفحه دارد. صفحه ای سیاه و تاریک و مصیبت وار و دیگری صفحه ای روشن و افتخارآمیز که به تعبیر استاد نمایشگاه فضیلت های انسانی است.
 
شهید مطهری نگاه مرسوم در آن زمان به حادثه عاشورا را مورد سؤال قرار می دهد:
 
 «چرا باید حادثه کربلا را همیشه از نظر صفحه سیاهش مطالعه کنیم و چرا باید همیشه جنایت هاى کربلا گفته شود؟ چرا همیشه باید حسین بن على از آن جنبه‏اى که مورد جنایت جانیان است مورد مطالعه ما قرار بگیرد؟ چرا شعارهایى که به نام حسین بن على مى ‏دهیم و مى ‏نویسیم، از صفحه‏ تاریک عاشورا گرفته شود؟ چرا ما صفحه نورانى این داستان را کمتر مطالعه مى ‏کنیم، درحالى که جنبه حماسى این داستان صدبرابر بر جنبه جنایى آن مى ‏چربد و نورانیت این حادثه بر تاریکى آن خیلى مى‏ چربد.  »(ج17،ص30)
 
به اعتقاد استاد مطهری از جمله موانع مهم بهره گیری درست از ظرفیت های قیام عاشورا، بسنده کردن به صفحه سیاه این حادثه ماندگار است. استاد مخاطبان خود را دعوت می کند صفحه دیگر را نیز ببینند تا با فضیلت های نهفته در حادثه عاشورا آشنا شوند. باید در کنار مصیبت ها، حماسه های عاشورا را نیز به تماشا نشست:
 
 «این رثاء و مصیبت نباید فراموش بشود، این ذکرى‏، این یادآورى نباید فراموش بشود و باید اشک مردم را همیشه بگیرید، اما در رثاى یک قهرمان. پس اول باید قهرمان بودنش براى شما مشخص بشود و بعد در رثاى قهرمان بگریید، وگرنه رثاى یک آدم نفله شده بیچاره بى ‏دست و پاى مظلوم که دیگر گریه ندارد، و گریه ملتى براى او معنى ندارد. در رثاى قهرمان بگریید براى اینکه احساسات قهرمانى پیدا کنید، براى اینکه پرتوى از روح قهرمان در روح شما پیدا شود و شما هم تا اندازه‏اى نسبت به حق و حقیقت غیرت پیدا کنید، شما هم عدالتخواه بشوید، شما هم با ظلم و ظالم نبرد کنید، شما هم آزادیخواه باشید، براى‏ آزادى احترام قائل باشید، شما هم سرتان بشود که عزت نفس یعنى چه، شرف و انسانیت یعنى چه، کرامت یعنى چه. اگر ما صفحه نورانى تاریخ حسینى را خواندیم، آن وقت از جنبه رثائى ‏اش مى‏ توانیم استفاده کنیم وگرنه بیهوده است.  » (ج17،ص32)
 
استاد مطهری در فصل دوم شجاعانه موضوع مهم «تحریفات در واقعه تاریخی کربلا» را مورد بررسی قرار می دهد و برای تحریف زدایی از حادثه عاشورا تلاش می کند. او بعد از تعریف تحریف، دو نوع تحریف لفظی و تحریف معنوی را توضیح می دهد و واقعه عاشورا در ذهن افراد را دچار هر دو نوع تحریف می داند. استاد وقوع تحریفات در واقعه عاشورا را به ویژه از این جهت خسارت بار توصیف می کند که عاشورا  جزء حوادث مهم تاریخی و پشتوانه اخلاق و تربیت محسوب می گردد. به اعتقاد استاد: 
 
 «حادثه کربلا براى ما مردم، خواهى نخواهى یک حادثه بزرگ اجتماعى است؛ یعنى این حادثه در تربیت ما، در خُلق و خوى ما اثر دارد، حادثه ‏اى است که خود به خود، بدون اینکه هیچ قدرتى ما مردم را مجبور کرده باشد، میلیونها نفر و قهراً میلیون ها ساعت براى شنیدن و استماع قضایاى مربوط به آن صرف مى‏ کنیم. میلیونها تومان پول براى این کار صرف مى‏ شود. این قضیه را ما باید همان طورى که بوده است، بدون کم و زیاد تلقى کنیم و اگر کوچکترین دخل و تصرفى از طرف ما در این حادثه صورت بگیرد، حادثه را منحرف مى ‏کند، بجاى اینکه ما از این حادثه استفاده کنیم قطعاً ضرر خواهیم کرد.  »(ج17،ص70)
 
 استاد از کتاب  «لؤلؤ و مرجان » اثر محدث بزرگ مرحوم حاج حسین نوری یاد می کند که در آن از وظایف اهل منبر سخن گفته شده است. محدث نوری بر دو عنصر اخلاص و صدق تأکید کرده و ذیل ویژگی صدق و راستی، به تحریفات در واقعه عاشورا پرداخته است. استاد، نمونه هایی از آن تحریفات را که در آن زمان در اذهان و روضه خوانی ها وجود داشته است بازگو می کند و بعد از ذکر برخی از موارد تحریف، می گوید:
 
  «آن چیزى که بیشتر دل انسان را به درد مى‏ آورد این است که اتفاقاً در میان وقایع تاریخى، کمتر واقعه ‏اى است که از نظر نقل هاى معتبر به اندازه حادثه کربلا غنى باشد.
 
من در سابق خیال مى‏ کردم که اساساً علت اینکه این همه دروغ اینجا پیدا شده است این بوده که وقایع راستین را کسى نمى‏ داند چه بوده است؟ بعد که مطالعه کردم، دیدم اتفاقاً هیچ قضیه ‏اى در تاریخ- در تاریخ هاى دور دست مربوط به مثلًا سیزده یا چهارده قرن پیش- به اندازه حادثه کربلا تاریخ معتبر ندارد. معتبرین مورخین اسلامى از همان قرن اول و دوم قضایا را با سندهاى معتبر نقل کردند و این نقلها با یکدیگر انطباق دارد و به هم نزدیک است؛ و قضایایى در کار بوده است که سبب شده است جزئیات این تاریخ بماند. » (ج17،ص79)
 
استاد در سخنرانی دیگری که به موضوع تحریفات اختصاص یافته، از عوامل تحریف یاد می کند. در کنار اغراض دشمنان و تمایل بشر به اسطوره سازی از عاملی اختصاصی در وقوع تحریف در حادثه عاشورا یاد می کند. این عامل خصوصی، عدم دقت در فهم دستور ائمه در بزرگداشت و برگزاری مراسم عزای حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) است. بر اساس این فهم نادرست: 
 
 «متأسفانه عده‏اى این را نشناختند، خیال کردند که بدون اینکه مردم را به مکتب حسین علیه السلام آشنا کنیم، به فلسفه قیام حسینى آشنا کنیم، عارف به مقامات حسینى کنیم، همین قدر که مردمى آمدند و نشستند و یک گریه‏اى را نفهمیده و ندانسته کردند، دیگر کفاره گناهان است! » (ج17، ص90)
 
و در ادامه این بدفهمی:
 
 «عده‏ اى آمدند گفتند گریه بر امام حسین ثوابش آنقدر زیاد است که از هر وسیله ‏اى براى این کار مى ‏شود استفاده کرد. ... ما اینجا یک هدف مقدس و منزه داریم و آن گریستن بر امام حسین علیه السلام است.
 
حالا این گریستن روى چه فلسفه‏ اى است، کارى به آن ندارند؛ باید گریست. بسیار خوب، باید گریست. به چه وسیله بگریانیم؟ به هر وسیله که شد. هدف که مقدس است، وسیله هرچه شد، شد. ... دستگاه امام حسین علیه السلام از دستگاه دیگران جداست. اگر اینجا دروغ گفتى، بخشیده است؛ جعل کردى، بخشیده است؛ تحریف کردى، بخشیده است؛ شبیه سازى کردى، بخشیده است؛ به تن مرد لباس زن کردى، بخشیده است؛ هر گناهى که اینجا کردى، بخشیده است. هدف خیلى مقدس است. در نتیجه یک افرادى در این قضیه دست به جعل و تحریف زده ‏اند که انسان تعجب مى‏ کند. » (ج17،صص 90-91)
 
در نهایت به اعتقاد استاد مطهری:
 
 «این موضوع که دستگاه حسینى یک دستگاه جدایى است و از هر وسیله‏اى براى گریاندن مى‏ شود استفاده کرد، این خیال، این توهم دروغ و غلط، یک عامل بزرگى شد براى جعل و تحریف.  »(ج17،ص92)
 
استاد مطهری اینگونه تصور درباره عزاداری برای حضرت سیدالشهدا را یک نوع تحریف معنوی می داند که زمینه وقوع تحریفات لفظی و برخی رفتارهای نادرست را به وجود می آورد. در حالی که فلسفه دستور ائمه (علیهم السلام) برای اقامه عزای امام حسین(علیه السلام) این بوده است که:
 
 «پرتوى از روح حسین بن على در روح ما و شما بتابد. اگر اشکى که ما براى او مى‏ریزیم- قبلًا عرض کردم- در مسیر هماهنگى روح ما باشد، روح ما پرواز کوچکى با روح حسینى بکند، ذره‏اى از همت او، ذره‏اى از غیرت او، ذره‏اى از حریت او، ذره‏اى از ایمان او، ذره‏اى از تقواى او، ذره‏اى از توحید او در ما بتابد و چنین اشکى از چشم ما جارى شود، آن اشک هرچه دلتان بخواهد قیمت دارد. اگر گفتند به اندازه یک بال مگسش هم یک دنیا ارزش دارد، باور کنید. اما نه اشکى که براى نفله شدن حسین باشد، بلکه اشکى که براى عظمت حسین باشد، براى شخصیت حسین باشد. اشکى که نشانه ‏اى از هماهنگى کردن و پیروى کردن از حسین بن على باشد، بله یک بال مگسش هم یک دنیا ارزش دارد. خواستند که همیشه مردم این مکتب عملى را ببینند. »(ج17،ص112)
 
استاد در ادامه به موضوع مهم تقصیر و مسؤولیت خواص و عوام جامعه می پردازد و هر دو گروه را در ایجاد تحریفات و نیز در مبارزه با آن صاحب نقش معرفی می کند.
 
فصل سوم کتاب، سخنرانی با عنوان  «ماهیت قیام حسینی » است. استاد در این سخنرانی در جستجوی تبیین مهم-ترین عوامل دخیل در قیام امام حسین(علیه السلام) است. استاد سه عامل تقاضای بعیت، دعوت مردم کوفه و امر به معروف و نهی از منکر را مورد بررسی قرار می دهد و از این میان عنصر امر به معروف و نهی از منکر را مهم تر می داند. امام با رد بیعت، حالتی تدافعی به خود می گیرد و با اجابت دعوت مردم کوفه به تعاون با آنان برمی خیزد، در حالیکه با انگیزه امر به معروف و نهی از منکر قیام امام ماهیت تهاجمی پیدا می کند. استاد با نقد دیدگاه نویسنده کتاب  «شهید جاوید » معتقد است که نباید برای دعوت مردم کوفه سهمی بیش از اندازه قیام قائل شد. واقعیت  تاریخی نیز حکایت از آن دارد که عامل دعوت مردم کوفه، موقت بوده است؛ به این معنا که کوفیان دعوت خود را زیر پا نهادند اما قیام امام متوقف نشد. و نکته دیگر اینکه سیدالشهدا خود در معرفی چرایی قیام بر عنصر امر به معرف و نهی از منکر تأکید می-ورزد.
 
فصل چهارم با عنوان  «تحلیل واقعه عاشورا » در ادامه سخنرانی قبلی به این پرسش پاسخ می گوید که چه زمینه ای ضرورت قیام بر مبنای امر به معروف و نهی از منکر را توضیح می دهد؟  استاد به موضوع سیره و روش رهبری امت اسلامی اشاره می کند و انحراف از سیره و روش درست رهبری را منکر بزرگی معرفی می کند که قیام امام حسین(علیه السلام) اقدامی در اعتراض به آن و حرکتی برای اصلاح آن بوده است.
 
 «شعارهای عاشورا » عنوان فصل پنجم است. استاد مطهری توجه به شعارهای اباعبدالله (علیه السلام) را از این جهت مهم  می شمارد که در آیینه این شعارها می توان به انگیزه و ماهیت قیام عاشورا پی برد و نیز اینکه جهت گیری مراسم عزاداری سالار شهیدان را نیز روشن می کند: 
 
 «اباعبداللَّه علیه السلام در روز عاشورا شعارهاى زیادى داده است که در آنها روح نهضت خودش را مشخص کرده که من براى چه مى‏جنگم، چرا تسلیم نمى‏شوم، چرا آمده‏ام که تا آخرین قطره خون خودم را بریزم؟ و متأسفانه این شعارها در میان ما شیعیان فراموش شده و ما شعارهاى دیگرى به جاى آنها گذاشته‏ایم که این شعارها نمى‏تواند روح نهضت اباعبداللَّه را منعکس کند. »(ج17،ص184)
 
استاد در ادامه مستند به نامه ها و خطبه های امام حسین(علیه السلام) شعارهای اباعبدالله را مرور می کند.
 
فصل ششم شامل هفت سخنرانی به تبیین  «عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی » اختصاص دارد. استاد در این مجموعه سخنرانی به جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در قیام عاشورا اشاره می کند و آن را مستند به کلام سیدالشهدا مهم ترین عامل در شکل گیری قیام می داند.
 
استاد در ادامه به وضعیت تأسف بار جامعه اسلامی در رابطه با این فریضه مهم اشاره می کند:
 
 «انصافاً در میان ما شیعیان نیز این مطلب خیلى کوچک شده است تا آنجا که چند قرن است که درباره امر به معروف و نهى از منکر در رساله‏هاى عملیه مطلبى نمى‏نویسند. تا آنجا که من دیده‏ام، در میان رساله‏هاى عملیه آخرین کتابى که این موضوع را مطرح کرده جامع عبّاسى شیخ بهایى است که تقریباً مربوط به سه و نیم قرن پیش است. دیگر بعد از آن، این موضوع حتى از رساله‏هاى عملیه هم به طورکلى حذف شده است، درصورتى که امر به معروف و نهى از منکر مثل نماز و روزه است، نباید دفن شود... امر به معروف و نهى از منکر موضوعى نیست که از بین برود؛ همیشه وجود دارد و باید در رأس مسائل قرار گیرد، همیشه باید مطرح شود تا آن را فراموش نکنیم. »(ج17،ص220)
 
استاد مطهری در سخنرانی بعدی به جایگاه و اهمیت امر به معروف و نهی از منکر می پردازد و در تبیین شرایط آن، دو عنصر اخلاص و معنویت و نیز آگاهی را مورد توجه قرار می دهد.
 
در ادامه،  «مراحل و اقسام امر به معروف و نهی از منکر » معرفی شده است. هجر و اعراض، پند و نصیحت و ارشاد زبانی و  نیز اقدام عملی مراحل و اقسام امر به معروف و نهی از منکر هستند. استاد مطهری در این سخنرانی همچنین نمونه هایی از امر به معروف و نهی از منکر نادرست را ذکر می کند.
 
در پنجمین سخنرانی درباره امر به معروف و نهی از منکر، مسئله مرز امر به معروف و نهی از منکر در مواجهه با خطرات مورد توجه قرار می گیرد. برخی معتقدند مرز امر به معروف و نهی از منکر آنجاست که خطری متوجه جان و مال و آبروی آدمی گردد. در مقابل، دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که بر اساس آن مرز امر به معروف و نهی از منکر با در نظر گرفتن اهمیت موضوع معروف و منکر تعیین می گردد. گاه موضوع آن از اهمیتی برخوردار است که به خطر افتادن جان و مال و آبرو ضرورت انجام این فریضه را از بین نمی برد. شهید مطهری با تفکیک  «ترتب مفسده » و  «ضرر شخصی » از نگاه دوم دفاع می کند.
 
سخنرانی ششم از مجموعه سخنرانی های  «عنصر امر به معروف و نهی از منکر در نهضت حسینی » با نگاهی آسیب-شناسانه، کارنامه جامعه اسلامی در امر به معروف و نهی از منکر را مورد توجه قرار می دهد. استاد برای بررسی این موضوع توجه مخاطب را به مظاهر امر به معروف و نهی از منکر جلب می کند. مجالس تبلیغی، وضعیت نشر کتب مذهبی، حساسیت ها و نگرانی های جامعه از مواردی است که ارزیابی آنها کارنامه عملکرد در امر به معروف و نهی از منکر را روشن می سازد. در همین سخنرانی است که استاد از ضرورت اهتمام به مسئله فلسطین به عنوان یک معروف مهم اسلامی یاد می کند.
 
در سخنرانی هفتم شهید مطهری از تأثیر امر به معروف و نهی از منکر اهل بیت امام پس از حادثه کربلا سخن می-گوید. و نیز در تکمیل بحث از شرایط امر به معروف و نهی از منکر، شرط قدرت را توضیح می دهد.
 
موضوع محوری فصل هفتم با هفت سخنرانی،  «عنصر تبلیغ در نهضت حسینی» است.
 
استاد در مرحله نخست به تبیین مفهوم تبلیغ می پردازد و معنایی غیر از امر به معروف و نهی از منکر برای تبلیغ ارائه می کند:
 
 «"تبلیغ" که در قرآن آمده است و "امر به معروف و نهى از منکر" که آن هم در قرآن آمده است، دو مسأله جداگانه‏اند؛ البته با یکدیگر پیوستگى دارند، ولى دو مسأله هستند. تبلیغ، مرحله شناساندن و خوب رساندن است، پس مرحله شناخت است. ولى امر به معروف و نهى از منکر مربوط به مرحله اجرا و عمل است. »(ج17،ص322)
 
استاد در ادامه از شرایط موفقیت پیام یاد می کند. غنا و حقانیت محتوای پیام، شخصیت پیام رسان، ابزار پیام رسانی، کیفیت و روش پیام رسانی، مؤلفه هایی هستند که در موفقیت تبلیغ مؤثر هستند. استاد ذیل هر یک از عناوین یاد شده توضیحات لازم را ارائه می نماید.
 
همچنین در یکی از سخنرانی های همین مجموعه با عنوان  «حادثه کربلا، تجسم عملی اسلام » از ظرفیت های تبلیغی حادثه عاشورا یاد می کند. به اعتقاد استاد: 
 
 «اساساً خود این حادثه، تمام این حادثه تجسم اسلام است در همه ابعاد و جنبه‏ها؛ یعنى راز اینکه این حادثه نمایش پذیر و شبیه پذیر است، این است که تجسم فکر و ایده چندجانبه و چندوجه و چندبعد اسلامى است؛ همه اصول و جنبه‏هاى اسلامى‏ عملًا در این حادثه تجسم پیدا کرده است؛ اسلام است در جریان و در عمل و در مرحله تحقق.... »(ج17،ص379)
 
استاد در تعبیر دیگری آورده:
 
 «وقتى بخواهیم به جامعیت اسلام نظر بیفکنیم باید نگاهى هم به نهضت حسینى بکنیم. مى‏بینیم امام حسین علیه السلام کلیات اسلام را در کربلا به مرحله عمل آورده، مجسم کرده است. »(ج17،ص382)
 
استاد در ادامه نمونه هایی از انعکاس تعالیم اسلامی در حادثه کربلا را ذکر می کند.
 
استاد مطهری در سخنرانی بعدی به بیان نقش اهل بیت سیدالشهداء در تبلیغ نهضت حسینی می پردازد. استاد در پاسخ به این سؤال که چرا امام حسین(علیه السلام) اهل بیت خود را به همراه برده است؟ این نکته را بیان می کند که حضرت سیدالشهداء برای اهل بیت خود نقش و رسالت تبلیغی قائل بوده است. استاد در ادامه به تبیین این نکته مهم می پردازد که در جامعه بایسته اسلامی، زن و مرد هر دو صاحب نقش و مسؤلیت هستند. از نگاه استاد مطهری، قیام عاشورا این مسؤولیت توأم را به خوبی نشان داده است.
 
در بخشی از سخنرانی آخر، از شرایط مبلغ و نیز از تأثیر تبلیغی اهل بیت امام در مدت اسارتشان سخن گفته شده است.
 

 

انتهای پیام

دیدگاه ها