شناسه متن : 1115
1394/1/12 - 07:12 2015-04-01 07:12:00
کتاب جهان‌بینی توحیدی بر محور تبیین توحید و بایسته‌های اعتقادی و عملی مبتنی بر آن سامان یافته است. توحید نزد استاد مطهری از آنچنان جایگاه اساسی و تعیین کننده برخوردار است که آن را ملاک تمایز جهان‌بینی اسلامی از سایر جهان‌بینی‌ها معرفی می‌کند.

جهان‌بینی توحیدی

کتاب جهان‌بینی توحیدی بر محور تبیین توحید و بایسته‌های اعتقادی و عملی مبتنی بر آن سامان یافته است. توحید نزد استاد مطهری از آنچنان جایگاه اساسی و تعیین کننده برخوردار است که آن را ملاک تمایز جهان‌بینی اسلامی از سایر جهان‌بینی‌ها معرفی می‌کند.
 
استاد بعد از ارائه توضیح پیرامون مفهوم جهان بینی، نقاط قوت و ضعف سه گونه جهان بینی علمی، فلسفی و مذهبی را بر می شمارد و بعد از ارائه معیارهای خوبی جهان بینی به جهان بینی توحیدی می پردازد و ارکان جهان بینی اسلامی را نیز با محوریت توحید توضیح می دهد.
 
بر اساس آنچه در ابتدای این کتاب آمده است: «نوع برداشت و طرز تفکری که یک مکتب درباره جهان و هستی  عرضه می دارد، زیرساز و تکیه گاه فکری آن مکتب به شمار می رود. این زیرساز و تکیه گاه اصطلاحاً جهان بینی نامیده می شود.»
 
استاد مطهری در معرفی معیارهای خوبی جهان بینی به شاخص های زیر اشاره می کند:
 
- قابل اثبات و استدلال بودن،
 
- معنابخشی به حیات،
 
- آرمان سازی و شوق انگیزی،
 
- تقدس بخشی به هدف های انسانی و اجتماعی
 
- تعهدآوری و مسؤولیت سازی
 
به اعتقاد استاد مطهری  «همه آن خصائص و خصلت ها که لازمه یک جهان بینی خوب است در جهان بینی توحیدی جمع است. » و مهم تر اینکه از دیدگاه شهید مطهری  «تنها » جهان بینی توحیدی است که می تواند همه آن خصائص را داشته باشد. استاد مطهری، جهان بینی توحیدی را بر محور توحید معرفی می کند:  «جهان بینی توحیدی یعنی درک اینکه جهان از یک مشیّت حکیمانه پدید آمده است و نظام هستی بر اساس خیر و جود و رحمت و رسانیدن موجودات به کمالات شایسته آنها استوار است. جهان بینی توحیدی یعنی جهان "یک قطبی" و "تک محوری" است. جهان بینی توحیدی یعنی جهان، ماهیت "از اویی" (انّا لله) و به سوی اویی (انّا الیه راجعون) دارد. 
 
استاد مطهری در بخش دیگری از این اثر، مهم ترین مؤلفه ها از واقعیت جهانی که از طریق حس مورد شناسایی قرار می گیرد را معرفی می کند. این مؤلفه ها عبارت است از: 
 
- محدودیت
 
- تغییر
 
- وابستگی
 
- نیازمندی
 
- نسبیت
 
عقل به واقعیت محسوس عالم بسنده نمی کند، بلکه با عبور از آن به تعبیر شهید مطهری «حکم می کند که هستی نمی تواند منحصر و محدود به این امور محدود و متغیر و نسبی و مشروط و نیازمند بوده باشد. » استاد مطهری می-نویسد:  «این سراپرده هستی که در مقابل خود می بینیم، در مجموع به خود ایستاده است و تکیه به خویش دارد. ناچار حقیقت نامحدود و پایدار و مطلق و غیر مشروط و بی نیاز که تکیه گاه همه هستی می باشد و در همه ظروف و همه زمان ها حضور دارد، موجود است و اگر نه سراپرده هستی نمی توانست روی پای خود بایستد؛ یعنی اساساً سراپرده هستی در کار نبود، عدم و نیستی محض در کار بود. » این است که جهان بر خداوند «قیوم »،  «غنی » و و صمد تکیه دارد.
 
استاد پس از اشاره به صفات خداوند، درباره یگانگی خداوند توضیح می دهد و در ادامه به تبیین مفهوم پرستش می-پردازد. پرستش به تعبیر استاد مطهری، عکس العملی است که شناخت خدای یگانه به عنوان کامل ترین ذات با کامل-ترین صفات در ما ایجاد می کند.  «مراتب و درجات توحید » موضوع بعدی کتاب است. استاد در این قسمت با استناد به آیات قرآن، مراتب و درجات توحید را مشتمل بر 
 
- توحید ذاتی
 
- توحید صفاتی
 
- توحید افعالی
 
- توحید در عبادت
 
توضیح می دهد و در ادامه به طرح این پرسش می پردازد که  «چه باید کرد که شخصیت انسان از جنبه روانی و از نظر اجتماعی در یک جهت انسانی و تکاملی به یگانگی و وحدت (توحید) برسد؟ » استاد دیدگاه صحیح در این مسأله را نظریه رئالیستی می داند که معتقد است برای رسیدن به وحدت در جامعه،  «در همان حال که باید با عوامل روحی و روانی تفرقه در پرتو توحید در عبادت و حق پرستی مبارزه کرد، [باید] با عوامل تبعیض، بی عدالتی ها، محرومیت ها، ظلم ها، اختناق ها، طاغوت ها، غیر خدا را  «رب گرفتن ها » به شدت جنگید. »
 
استاد در بحث  «مراتب و درجات شرک »، انواع شرک را توضیح می دهد که متناظر با انواع توحید عبارت است از:
 
- شرک ذاتی
 
- شرک در خالقیت
 
- شرک صفاتی
 
- شرک در پرستش
 
شهید مطهری جهان بینی اسلامی را از نوع جهان بینی توحیدی می داند و به شواهدی از توحیدی بودن جهان-بینی اسلامی اشاره می کند. استاد مطهری نه اعتقاد به موجودی غیر خدا و نه وجود نظام اسباب و مسببات و نه اعتقاد به قدرت و تأثیر مافوق طبیعی برای یک موجود اعم از انسان و فرشته، هیچ یک را مخالف اصل توحید نمی شمارد. به اعتقاد استاد مرز توحید و شرک در رابطه با خدا و جهان و انسان «از اویی » و  «به سوی اویی » است. هر موجودی مادام که او را در ذات و صفات و افعال با خصلت و هویت  «از اویی » بشناسیم، او را درست و مطابق با واقع و با دید توحیدی شناخته ایم و نیز توجه به هر موجود هر گاه به صورت توجه به یک راه برای رفتن به سوی حق باشد و نه یک مقصد، توجه به خداست.
 
استاد بر مبنای توحید، درباره مفاهیم و موضوعاتی مانند صدق و اخلاص، وحدت و یگانگی جهان، غیب و شهادت و دنیا و آخرت توضیح می دهد.
 
موضوع مهم دیگری که در این کتاب به آن پرداخته شده است، حکمت بالغه و عدل الهی است. استاد در این زمینه به چرایی وجود شرور در جهان می پردازد و نیز تاریخچه  مختصری از اصل عدل در فرهنگ اسلامی ارائه می کند.
 

 

انتهای پیام

دیدگاه ها