شناسه متن : 1117
1394/2/16 - 08:04 2015-05-06 08:04:00
بخش ششم از مجموعه «مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی» به موضوع معاد اختصاص دارد. اصل ایمان به زندگی جاوید و حیات اخروی آنگونه که استاد مطهری در ابتدای این کتاب می‌نویسد: «شرط مسلمانی است؛ یعنی اگر کسی این ایمان را از دست بدهد و انکار کند از زمره مسلمانان خارج است.»

زندگی جاوید یا حیات اخروی

بخش ششم از مجموعه «مقدمه‌ای بر جهان‌بینی اسلامی» به موضوع معاد اختصاص دارد. اصل ایمان به زندگی جاوید و حیات اخروی آنگونه که استاد مطهری در ابتدای این کتاب می‌نویسد: «شرط مسلمانی است؛ یعنی اگر کسی این ایمان را از دست بدهد و انکار کند از زمره مسلمانان خارج است.»
 
استاد مطهری در معرفی منابع و راه های ایمان به معاد، به چهار راه وحی الهی، شناخت خداوند، شناخت جهان و شناخت روح و نفس انسان اشاره می کند و البته در این کتاب به تبیین راهی که نبوت و وحی الهی پیش روی ما قرار می دهد تکیه می کند. دلیل استاد برای تأکید بر محتوای وحی الهی برای معرفی معاد این است که  «منبع و منشأ ایمان به زندگی جاوید و حیات اخروی، قبل از هر چیز دیگر، وحی الهی است که وسیله پیامبران به بشر ابلاغ شده است. » به دلیل همین رویکرد، کتاب زندگی جاوید یا حیات اخروی، مبتنی بر متون دینی نگاشته شده است و نه تحلیل ها و تبیین های صرفا فلسفی. البته استاد این نکته را متذکر می شود که در خود قرآن به سایر راه ها اشاره شده است، بنابراین استاد به سایر راه ها نیز می پردازد اما با محوریت آیات قرآنی.
 
استاد مطهری با الهام از آیات قرآن، فهرستی از مهم ترین مسائل مرتبط با معاد را ذکر می کند که ساختار محتوایی کتاب را نیز بر همین پایه شکل می گیرد:  
 
- ماهیت مرگ
 
- زندگی پس از مرگ
 
- عالم برزخ
 
- قیامت کبری
 
- رابطه و پیوستگی زندگی دنیا با زندگی پس از مرگ
 
- تجسم و جاویدانی اعمال و آثار و مکتسبات انسان
 
- وجوه مشترک و وجوه متفاوت زندگی این جهانی و زندگی آن جهان
 
- استدلال های قرآن درباره جهان دیگر. 
 
استاد مطهری در تبیین ماهیت مرگ به کاربرد کلمه  «توفّی » در قرآن کریم اشاره می کند. قرآن کریم مرگ را  «توفّی » خوانده است. بنابراین مرگ از نظر قرآن تحویل گرفتن است. یعنی انسان در حین مرگ به تمام شخصیت و واقعیتش در تحویل مأموران الهی قرار می گیرد. نتیجه اینکه مرگ نیستی و فنا نیست بلکه انتقال از عالمی به عالم دیگر است. و آنچه شخصیت واقعی انسان را شکل می دهد نه بدن فنا پذیر بلکه همان است که قرآن از آن به  «نفس» و یا «روح» یاد می کند و اینکه روح و نفس آدمی مافوق ماده است و در اثر مرگ به نشئه ای که از سنخ و نشئه روح است منتقل می شود.
 
استاد با ارجاع به آیاتی از قرآن کریم که در آنها تعبیر  «توفّی » آمده است، تأکید قرآن بر بقای شخصیت واقعی انسان (بقای روح) پس از مرگ، علی رغم فانی شدن اعضای بدن را نشان می دهد.
 
استاد مطهری در ادامه، مراحل پس از مرگ را توضیح می دهد. از نظر قرآن کریم، انسان پس از مرگ، دو عالم را طی می کند: عالم برزخ که پایان پذیر است و عالم قیامت کبری که به هیچ وجه پایان نمی پذیرد. استاد در ذیل عنوان عالم برزخ، به سه دسته آیات اشاره می کند که بر وجود عالم برزخ قبل از قیامت کبری دلالت دارد. اول آیاتی که از گفت و شنود میان انسان ها (صالح و فاسد) با فرشتگان الهی بلافاصله پس از مرگ یاد می کند. دوم آیاتی که حکایت از آن دارد که فرشتگان، صالحان را به برخورداری از نعمت های الهی فرامی خوانند در حالی که هنوز قیامت کبری فرا نرسیده است. و سوم آیاتی که بدون اشاره به گفت و شنود فرشتگان با انسان ها مستقیماً از حیات انسان ها، تنعم و رنج صالحان و بدکاران خبر می دهد.
 
استاد در توضیح درباره قیامت کبری، ضمن اشاره به دگرگونی هایی که مقارن با قیامت رخ می دهد از اسامی قیامت در قرآن هم یاد می کندکه هر کدام به تعبیر استاد مطهری، نشان دهنده وضع مخصوص و نظام مخصوص حاکم بر آن است.
 
یکی دیگر از موضوعاتی که در این کتاب پرداخته شده است،  «رابطه و پیوستگی زندگی این جهان و زندگی آن جهان » است. استاد در این قسمت توضیح می دهد که سعادت و شقاوت در آخرت حاصل نحوه اعتقاد و اخلاق و رفتار ما در این دنیاست. استاد در همین زمینه  «تجسم و جاودانگی اعمال و مکتسبات انسان » را با تکیه بر آیات قرآن بیان می کند. استاد مطهری سعی می کند با بر شمردن  «وجوه مشترک و وجوه متفاوت زندگی این جهان و زندگی آن جهان » تصویر روشن تری نسبت به حیات و عالم پس از مرگ ارائه نماید.
 
بخش پایانی اثر، شناختی از انواع استدلال های قرآن بر معاد را ارائه می دهد. این استدلال ها که یک سلسله جواب ها به منکران قیامت استدر سه دسته قابل دسته بندی است.
 
دسته اول آیات در پاسخ به آنها که حیات دوباره انسان را غیر ممکن و ناشدنی می شمارند، قدرت غیر قابل قیاس خداوند را یادآور می شود.
 
دسته دوم آیات به ذکر نمونه هایی در همین دنیا می پردازد که ممکن بودن معاد را نشان می دهد. برخی از این دسته آیات به جریانی خاص اشاره دارند که مرده ای از نو زنده شده است و برخی دیگر از آیات نظام موجود و مشهود در طبیعت را مثال می زند که با حیات و مرگ آمیخته است.
 
و سرانجام دسته سوم از آیات که نه تنها بر امکان معاد بلکه بر ضرورت آن تأکید دارند. برخی از  این دسته به رابطه معاد با  «عدل الهی » و برخی به ضرورت معاد بر اساس  «حکمت الهی »  توجه می دهند.
 
 
انتهای پیام

دیدگاه ها