شناسه متن : 2381
1396/8/28 - 06:30 2017-11-19 06:30:00
از هنرهاي بي‌نظير استاد مطهري اين بود که سخت‌ترين مسائل و غامض‌ترين مباحث علمي را در ساده‌ترين قالب‌ها بيان می‌کرد. وقتي بحث تمام شد جمعي از دانشجويان بلند شدند و به صورت توهين آميزي گفتند که ما اصلاً نفهميدیم که شما چه گفتيد!

خاطره‌ای از یکی از جلسات درس استاد

از هنرهاي بي‌نظير استاد مطهري اين بود که سخت‌ترين مسائل و غامض‌ترين مباحث علمي را در ساده‌ترين قالب‌ها بيان می‌کرد. وقتي بحث تمام شد جمعي از دانشجويان بلند شدند و به صورت توهين آميزي گفتند که ما اصلاً نفهميدیم که شما چه گفتيد!

حجت­الاسلام ناطق نوری: يک روز سر کلاس، ‌بحث بر سر اصالت وجود يا اصالت ماهيت بود. استاد زحمت کشيد يک ساعت و نيم دربارة اصالت وجود يا ماهيت بحث کرد و ادلة اصالت وجودي‌ها و اصالت ماهيتي‌ها را بيان کرد و بعد بحث را خلاصه و جمع­بندي کرد و نظر خودش را هم که از طرفداران اصالت وجود بود، بيان کرد. از هنرهاي بي­نظير استاد مطهري اين بود که سخت‌ترين مسائل و غامض‌ترين مباحث علمي را در ساده‌ترين قالب­ها بيان می‌کرد. وقتي بحث تمام شد جمعي از دانشجويان بلند شدند و به صورت توهين­آميزي گفتند که ما اصلاً نفهميدیم که شما چه گفتيد! ايشان به دانشجويان نگاهي کرد و فرمود: من که خسته شدم، اگر در بين دانشجويان کسي هست بيايد درسي که داده­ام، تقرير کند. من جرأت پيدا کردم، گفتم: استاد من حاضرم درس امروز را تقرير کنم. فرمود: تقرير کن. من هم در نيم ساعت باقي ماندة کلاس، اجمالي از بحث استاد را بيان کردم که دانشجويان براي من کف زدند و من هم خيلي خجالت کشيدم. البته استاد خيلي هوشمندانه پاسخشان را داد و فرمود: آقاي نوري يک شاگرد، شما هم يک شاگرد، چطور او فهميد و شما نفهميديد!؟[1]

 


[1] - مطهری که بود؟، ص 51.

 

انتهای پیام

دیدگاه ها