شناسه متن : 254
1394/5/24 - 08:05 2015-08-15 08:05:00
ما با اینکه صددرصد اعتراف داریم که اسلام دین اجتماعى است و دستورات آن حاکى از این است، ولى اینها سبب نمى‏شود که ما عبادت و دعا و ارتباط با خدا را تحقیر کنیم، کوچک بشماریم، نماز را کوچک بشماریم.
یکى از گناهان، استخفاف نماز یعنى سبک شمردن نماز است. نماز نخواندن یک گناه بزرگ است، و نماز خواندن اما نماز را خفیف شمردن، استخفاف کردن، بى اهمیت تلقى کردن گناه دیگرى است. پس از وفات امام صادق علیه السلام ابوبصیر آمد به‏امّ حمیده تسلیتى عرض کند. امّ حمیده گریست. ابوبصیر هم که کور بود گریست.
حكمت‌ها و اندرزها در كلام شهيد مطهري (6)

سبک شمردن نماز

ما با اینکه صددرصد اعتراف داریم که اسلام دین اجتماعى است و دستورات آن حاکى از این است، ولى اینها سبب نمى‏شود که ما عبادت و دعا و ارتباط با خدا را تحقیر کنیم، کوچک بشماریم، نماز را کوچک بشماریم. یکى از گناهان، استخفاف نماز یعنى سبک شمردن نماز است. نماز نخواندن یک گناه بزرگ است، و نماز خواندن اما نماز را خفیف شمردن، استخفاف کردن، بى اهمیت تلقى کردن گناه دیگرى است. پس از وفات امام صادق علیه السلام ابوبصیر آمد به‏امّ حمیده تسلیتى عرض کند. امّ حمیده گریست. ابوبصیر هم که کور بود گریست.

بعدامّ حمیده به ابوبصیر گفت: ابوبصیر! نبودى و لحظه آخر امام را ندیدى؛ جریان عجیبى رخ داد. امام در یک حالى فرو رفت که تقریباً حال غشوه‏اى بود. بعد چشمهایش را باز کرد و فرمود: تمام خویشان نزدیک مرا بگویید بیایند بالاى سر من حاضر شوند. ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت کردیم. وقتى همه جمع شدند، امام در همان حالات که لحظات آخر عمرش را طى مى‏کرد یکمرتبه چشمش را باز کرد، رو کرد به جمعیت و همین یک جمله را گفت: انَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلوةِ (وسائل، ج 3/ ص 17، ح 11) هرگز شفاعت ما به مردمى که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسید. این را گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

امام نفرمود که شفاعت ما به مردمى که نماز نمى‏خوانند نمى‏رسد؛ آن که تکلیفش خیلى روشن است، بلکه فرمود به کسانى که نماز را سبک مى‏شمارند. یعنى چه نماز را سبک مى‏شمارند؟ یعنى وقت و فرصت دارد، مى‏تواند نماز خوبى با آرامش بخواند ولى نمى‏خواند. نماز ظهر و عصر را تا نزدیک غروب نمى‏خواند، نزدیک غروب که شد یک وضوى سریعى مى‏گیرد و بعد با عجله یک نمازى مى‏خواند و فوراً مهرش را مى‏گذارد آن طرف؛ نمازى که نه مقدمه دارد نه مؤخره، نه آرامش دارد و نه حضور قلب. طورى عمل مى‏کند که خوب دیگر این هم یک کارى است و باید نمازمان را هم بخوانیم. این، خفیف شمردن نماز است. این‏جور نماز خواندن خیلى فرق دارد با آن نمازى که انسان به استقبالش مى‏رود؛ اول ظهر که مى‏شود با آرامش کامل مى‏رود وضو مى‏گیرد، وضوى با آدابى، بعد مى‏آید در مصلّاى خود اذان و اقامه مى‏‌گوید و با خیال راحت و فراغ خاطر نماز مى‏خواند. «السّلام علیکم» را که گفت فوراً در نمى‏رود، مدتى بعد از نمازْ با آرامش قلب تعقیب مى‏خواند و ذکر خدا مى‏گوید. این علامت این است که نماز در این خانه احترام دارد.

نمازخوان‏هایى که خودشان نماز را استخفاف مى‏کنند یعنى کوچک مى‏شمارند (نماز صبحشان آن دم آفتاب است، نماز ظهر و عصرشان آن دم غروب است، نماز مغرب و عشاشان چهار ساعت از شب گذشته است و نماز را با عجله و شتاب مى‏خوانند) تجربه نشان داده که بچه‏هاى اینها اصلًا نماز نمى‏خوانند. شما اگر بخواهید واقعاً نمازخوان باشید و بچه هایتان نمازخوان باشند، نماز را محترم بشمارید. نمى‏گویم نماز بخوانید؛ بالاتر از نماز خواندن، محترم بشمارید. اولًا براى‏خودتان در خانه یک مصلّایى انتخاب کنید (مستحب هم هست) یعنى در خانه نقطه‏اى را انتخاب کنید که جاى نمازتان باشد، مثل یک محراب براى خودتان درست کنید. اگر مى‏توانید (همان طورى که پیغمبر اکرم یک مصلّى‏ و جاى نماز داشت) یک اتاق را به عنوان مصلّى‏ انتخاب کنید. اگر اتاق زیادى ندارید، در اتاق خودتان یک نقطه را براى نماز خواندن مشخص کنید. یک جانماز پاک هم داشته باشید. در محل نماز که مى‌‏ایستید، جانماز پاکیزه‏اى بگذارید، مسواک داشته باشید، تسبیحى براى ذکر گفتن داشته باشید. وقتى که وضو مى‏گیرید، اینقدر با عجله و شتاب نباشد.

 

منبع:

آزادی معنوی، ص۸۵

 

انتهای پیام

دیدگاه ها